۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۰, جمعه

تا وقتی رهبران جنبش در حصر و زندانیان سیاسی در حبسند، مشارکت حداکثری مردم تصوری وهم آلود است


 زندانی سیاسی مهدی معتمد نیا، طی نامه ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، با اشاره به شعارهای اخیر وی پیرامون "برگزاری همیشگی انتخابات آزاد در ایران"، به وی خاطرنشان کرد: "مادامی که جناب موسوی، همسر دانشمندش زهرا رهنورد و مهدی کروبی در حصر به سر برده و تکلیف فاجعه کهریزک مشخص نشده، حملات نیروهای تحت امر شما همچنان قربانی گرفته و بخش اعظمی از معترضان به کودتای انتخاباتی ۸۸ هنوز در زندان هستند، مشارکت حداکثری مردم تصوری وهم آلود است."


این زندانی سیاسی خطاب به آقای خامنه ای با اشاره به شعار دیگر وی پیرامون "یک رای داشتن رهبری"، نیز گفت: "مدتی است کلامتان انتخاباتی آزاد را نوید می دهد. ما می دانیم در پس پرده این شعارها به دنبال کسب مشروعیتی برعملکرد تیره خود هستید بارها به کنایه فرموده اید من یک رای دارم. بله شما یک رای دارید دیگران هر رائی میخواهند داشته و یا داده باشند نتیجه اعلام شده از صندوق ها آن خواهد بود که به نظر شما نزدیکتراست. همان گونه که چهار سال پیش شما و حلقه‌ی اطرافتان با توسل به همه ی شیوه ها، شخصی را که نظرش به نظر شما نزدیک تر بود را بربالای کرسی ریاست جمهوری نشاندید که هزینه گزافی به کشور، مردم و نظام تحمیل کرد."


متن این نامه که در سایت کلمه منعکس شده، به شرح زیر است:


یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى
“اى کسانى که ایمان آورده اید! همواره براى خدا قیام کنید، و از روى عدالت، گواهى دهید! دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگارى نزدیکتر است”



جناب آقای خامنه ای
با توجه به نزدیکی زمان برگزاری انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری، این نامه را از جهت یادآوری به تصمیمات شما در سال ۱۳۸۸ و آنچه بر مردم گذشت، می نگارم.



اگرچه تاکنون بسیار گفته و نوشته ایم اما گوش شنوایی وجود نداشت در نتیجه امید به تاثیر این نامه را هم صفر می دانم اما احساس وظیفه، دین به کشور و نظام و یاد مظلومیت رهبران جنبش سبز، انگیزه هایم برای نگارش این نامه به جنابعالی است و هیچ نگرانی از عواقب آن نداشته زیرا با اعتقاد عمل می کنم.


انتخابات نزدیک و حقیقت در حال عریان شدن از پس پرده هاست. قرار است خورشید از پس ابرها بیرون آمده تا حقیقت را بر آنانی که خود را به خواب نزده اند،‌ آشکار شود.


مدتی است کلامتان انتخاباتی آزاد را نوید می دهد. ما می دانیم در پس پرده این شعارها به دنبال کسب مشروعیتی برعملکرد تیره خود هستید بارها به کنایه فرموده اید من یک رای دارم. بله شما یک رای دارید دیگران هر رائی میخواهند داشته و یا داده باشند نتیجه اعلام شده از صندوق ها آن خواهد بود که به نظر شما نزدیکتراست. همان گونه که چهار سال پیش شما و حلقه‌ی اطرافتان با توسل به همه ی شیوه ها، شخصی را که نظرش به نظر شما نزدیک تر بود را بربالای کرسی ریاست جمهوری نشاندید که هزینه گزافی به کشور، مردم و نظام تحمیل کرد.


جناب آقای خامنه ای
اگر به دنبال ساختن حماسه ای مانند حضور سبز مردم در ۲۲ خرداد ۸۸ هستید بهتر است این تصور را از ذهنتان بیرون کنید. این مردم مخلص و خسته درانتخابات ریاست جمهوری ۸۸ با ندای “فردایی بهتر” جناب مهندس موسوی در پای صندوق‌های رای حاضرشدند. ایران خسته، باهیجان و شور خاص خود به شما “نه” گفت، “نه” به فساد و استبداد و اختناق و سرکوب، “نه” به فقر و تورم و بیکاری و اعتیاد، همان “نه” ای که در سال ۷۶ گفته بودند.
چه زیباست فرمایش نخست وزیرحضرت امام که می گویند: رای مردم منشاء مشروعیت قدرت سیاسی است و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم و حقوق بنیادین آن ها دانسته و با آن مبارزه می کند. این ندای مهندس موسوی نخست وزیرحضرت امام است. زمان حضرت امام هم وقتی جنابعالی فشار را برمهندس موسوی شدید و فضا را برای فعالیت ایشان تنگ کردید آن پیر فرزانه منادیش راحق دانسته قاطعانه از مهندس موسوی حمایت نموده و عملکرد ایشان را افضل از شما دانست و خروشان بر شما تاختند.



جناب آقای خامنه ای
لازم به یادآوری می دانم؛ مادامی که جناب آقای مهندس موسوی، همسر دانشمندش سرکار خانم دکتر رهنورد و حجت الاسلام مهدی کروبی در حصر به سر برده و تکلیف فاجعه کهریزک مشخص نشده، حملات نیروهای تحت امر شما همچنان قربانی گرفته و بخش اعظمی از معترضان به کودتای انتخاباتی ۸۸ هنوز در زندان هستند، مشارکت حداکثری مردم تصوری وهم آلود است.



تا زمانی که فیلتر شورای نگهبان، بر اساس نظرات شما، به جای نظارت و اجرای قانون، نماینده و رئیس جمهور مشخص می‌کند، حضور در پای صندوق‌های رای امری عبث و بیهوده است.


تا زمانی که قانون اساسی در مملکت حاکم نشود در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهیم کرد.


تا زمانی که شما با اشاره انگشت، رای نمایندگان مورد تایید مردم را تغییر داده و در امور نمایندگان منتخب مردم دخالت می‌کنید، ما در پای صندوق‌های رای حاضر نخواهیم شد.
خلاصه بگویم؛ تا شما به خواسته‌های مردم تن در ندهید ما در پای صندوق‌های رای حاضر نخواهیم شد.
جناب آقای خامنه ای
ما از نظام مان فاصله نگرفته و یا ازآن قهرنکرده ایم، ما به شما و حلقه اطرافتان دیگر اطمینان نداریم. ما، شما و حلقه گرداگردتان را خطر و ضایعه ای جبران ناپذیر برای نظام و کشورعزیزمان می‌دانیم. شک نکنید نمره شما در اداره کشور نمره مردودی ست. در قدیم کیمیاگران به دنبال اکسیری بودند تا مس را طلا کنند. کجایند تا ببینند که شما، طلا را به کمتر از مس تبدیل کرده اید؟



جناب آقای خامنه ای
در دوم خرداد ۱۳۷۶ پس از انداختن رأی خود به صندوق انتخابات ریاست جمهوری فرمودید: هیچ کس برای من آقای رفسنجانی نمی شود، روز بیست و نهم خرداد ۱۳۸۸ فرمودید: “نظر من به آقای احمدی نژاد از نظرم به آقای رفسنجانی نزدیک تر است”.
شما آیت الله هاشمی رفسنجانی را نیز از خود راندید. همان کسی که در سال ۵۷ با گرفتن تاییدیه از حضرت امام شما را در شورای انقلاب جا داد و پس از فوت حضرت امام نیز فرش قرمز رهبری را برایتان پهن کرد و تا مدت‌ها دوستان به ظاهر امروز و دیروزتان بدین جهت از آیت الله هاشمی گله مند بودند.
درعوض حلقه متصله به شما هم کم نگذاشته و بیشترین جسارت ها را به آیت الله هاشمی یادگار و امین و مشاورعالی حضرت امام و نخست وزیرمظلوم ایشان روا داشتید؟! ولی امروز هم امید مردم بعد از خدا به ایشان است. یاران شما، جناب آقای سیدمحمد خاتمی رییس‌جمهوری نظام اسلامی را “مفسد فی الارض”، “وطن فروش” و “ستون پنجم” خواندند. اینهاحزب الهی های شمایند که این جسارت ها بر قلم و زبانشان جاری ست. این اهانت ها محکومیت نظام و مردم است. شما سکوت می کنید؟! شک نداریم َسکوت جنابعالی تائیدی براین منکرهاست.



جناب آقای خامنه ای
چهار سال گذشت. چهار سالی که در آن هزاران نفر از پاک ترین جوانان این مملکت یاشلاق خوردند و زندانی شدند و یا شهید و یا معلول و یا از هستی ساقط و یا اجبارا مجبور به ترک وطن و آواره شدند.
شما بارها فرزندان و یاران و افراد مورد وثوق حضرت امام و مردم را بی بصیرت نامیدید؟! بیت حضرت امام و مجتهدینی که بر اساس نظریه فقهی خود نظر داده بودند از این لقب شما بی بهره نبودند و علاوه بر این مرگ بر ضد ولایت فقیه را هم برایشان چاشنی کردید. در این حلقه بی بصیرتی که ساختید روسای جمهور و نخست وزیر حضرت امام و همسر دانشمندش و خانواده سرداران شهید و رزمندگان و وزراء و نمایندگان مجلس و اکثریت قریب به اتفاق فرهیختگان و دلسوزان نظام و دین و کشور را جای دادید. این مظلومان یا زندانی شدند و یا از ترس خشم شما مهاجرت کردند.عجیب است زندانی کردن آقای کروبی. اگر اصرار و حمایت قاطع این شاگرد حضرت امام در مجلس ششم از شما نبود؛ همان روزها تکلیف نظام و کشور و مجلس با شما یکسره شده بود و مردم مجبور به تحمل شرایط سخت و کمرشکن امروز نبودند. الحق والانصاف آقای کروبی هم پاداشش را از شما خوب گرفت؟!



جناب اقای خامنه ای
با این تفاسیر فکر نمی کنید حق را گم کرده و به بیراهه رفته باشید و اشکال اساسی از حلقه های زنجیره ای اطرافتان باشد که یا دشمنند و یا فرق سره با ناسره نمی فهمند و یا بقول شما بی بصیرتانی هستند که ماسک بر چهره دارند. چندی پیش آقای ولایتی در سفر تبلیغاتی خویش در مشهد گفت: “استفاده از امکانات دولتی برای یک کاندیدای خاص حرام شرعی است و مگر می‌شود با پول مردم به مردم خدمت کرد”؟ مردم سوال می کنند این سخن فقط برای سال ۹۲ ذکرشده و فقط در این سال نهی شده یا برای سال ۸۸ هم مصداق داشته است؟ فراموش مان نشده در سال ۸۸ چگونه هزاران میلیارد تومان از خزانه مملکت برای تبلیغ آقای احمدی نژاد خرج و تمام امکانات دولتی برای ایشان بسیج شد و هیچکس یاد بیت المال نبود و در ادامه این تخلفات نظام و مردم تاوان سنگینی در این رابطه پرداخت کرده و می کنند. و یا در سفرسال ۸۸ جنابعالی به کردستان؛ نمایندگان مورد وثوق شما در شهرهای مختلف تبلیغ آقای احمدی نژاد را می‌کردند. در آن سال حرامی و حلالی بیت المال به یاد این دلسوزان بیت المال نبود؟!



جناب آقای خامنه ای
شاید بتوان از همه‌ی این تخلفات گذشت، سوء استفاده‌ای که از اعتقادات دینی و احساسات پاک مردم توسط حلقه متصل به شما برای رسیدن به مقاصد نامشروع خود و شما عمل کردند که خود ضربه ای جبران ناپذیر به دین و عقایدات است چه می شود؟ یادمان نرفته در خطبه نماز جمعه در تائید آنکس که نظرش به شما نزدیکتر بود گفتند: “مردم خدا جوی ایران با اشک و نذر و نیاز و توسل به خدا و ائمه اطهار در سوم تیر یکی از هم‌ قدم‌های خود را انتخاب کردند. کمک خدا در حادثه، مشهود است”! و باز هم گفتند: سوار تاکسی بودم؛ راننده تاکسی گفت من می‌خواهم به آقای احمدی‌نژاد رأی بدهم؛ زیرا مادرم که چند سال پیش مرده، شب قبل به خوابم آمده و گفت به احمدی‌نژاد رأی بدهم. و یا نقل‌‌ کردند: قبل‌ از برگزاری‌ مرحلۀ‌ اول‌ انتخابات‌ به‌ محضر یکی‌ از علمای‌ اهواز رسیدم‌. ایشان‌ گفت‌: نگران‌ نباشید، شخصی‌ که آقای احمدی نژاد را نمی شناسد، شب‌ بیست‌ و سوم‌ ماه‌ رمضان‌ در حال‌ احیاء پیش‌ از نیمۀ‌ شب‌ به‌ خواب‌ می‌رود. در خواب‌ به‌ او ندا می‌شود که‌ بلند شو برای‌ آقای احمدی‌نژاد دعا کن‌، وجود مقدس‌ ولی‌عصر (عج‌) دارند برای‌ آقای احمدی‌نژاد دعا می‌کنند. و یا این حلقه گرداگردتان در دیدارخود با آقای احمدی‌نژاد فرمودند: “خدای‌ متعال‌ را شاکریم‌ که‌ زمینۀ‌ انتخاب‌ چنین‌ شخصیتی‌ را برای‌ این‌ دورۀ‌ خاص‌ از انقلاب‌ فراهم‌ نموده است و آیندگان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ خواهند رسید که‌ انتخابات‌، مشحون‌ به‌ کرامات‌ و معجزات‌ بوده است و از این‌ رو توفیق‌ شکر این‌ نعمت‌ را از خداوند خواستاریم‌. عنایات‌ حضرت‌ ولی‌عصر(عج‌) پشتیبان و یار این کشوراست که‌ به‌ چنین‌ موفقیتی‌ دست‌ یافته ایم! تلقی‌ ما این‌ است‌ که‌ این‌ نفخۀ‌ الهی‌ که‌ در این‌ زمان‌ در ایران دمیده‌ شده‌ و اثراتش‌ در علاقۀ‌ بیشتر مردم‌ به‌ دین‌ و اندیشه‌های‌ اسلامی‌ به ظهور پیوسته، مرتبه‌ای‌ از مراتب‌ چیزی‌ است‌ که‌ در زمان‌ پیامبر اسلام(ص) تحقق‌ پیدا کرد و انشاءالله مرتبۀ‌ کاملش‌ در زمان‌ ظهور حضرت‌ ولی‌عصر(عج‌) تحقق‌ خواهد یافت”.‌ و باز گفتند: “اطاعت از رییس جمهور اطاعت از خداست! و انتخاب او انتخاب امام زمان است”. و یا آقای احمدی نژاد فرمودند: “برنامه هایم را مستقیما از امام زمان می‌گیرم”. “یارانه ها مال امام زمان است با بقیه پول هایتان مخلوط نکنید”. و یا “دشمن ابرهایی را که به سمت کشور ما می‌آید آلوده می‌کند” و یا فرمودند “فردی را در نظام داریم که با نگاه کردن به علف های روی زمین و با الهام از ائمه اطهار معادن گوناگون را کشف می‌کند” و ی ا”دختری سیزده ساله در زیر زمین خانه اش انرژی هسته ای کشف کرد”. هاله نور دور سرش هم که اظهر من الشمس است.



جناب آقای خامنه ای بینی و بین الله با این اوصافی که ذکر کردید آیا شما و همه لشگرتان موظف به اطاعت از ایشان نبودید؟ چه شده به انحراف متهمش می کنید. العیاذ بالله بر اساس عملکرد حلقه زنجیره اطرافتان اگر حضرت مهدی(ع)هم ظهور بفرمایند، حتما توسط همین حلقه زنجیره متهم به جریان انحرافی نخواهدشد؟! یا همه دروغ بوده؟! آیا می‌توانید به مردم صادقانه بفرمائید آن چه در مورد امدادهای غیبی و تایید امام زمان و ائمه اطهار از احمدی نژاد گفته شده همه دروغ بوده و فقط برای محکم کردن جایگاه خود و حلقه اطرافتان به این اظهارات تن داده شده! چه شد و چه کردند با باورها و اعتقادات دینی مردم و انقلاب؟


جناب آقای خامنه‌ ای شما خوب می دانید در منطق دین پیروی مطلق جز از خدای متعال جایز نیست. اگر دستور اطاعت مطلق از رسول خدا و ائمه هدی هم داده شده، به دلیل مقام عصمت شان است؛ که هرگز دستوری بر خلاف موازین شرع صادر نمی‌کنند نقل است فرماندهی از امرای سپاه نبی اکرم آتشی برافروخت و به سربازانش دستور همی داد که داخل آتش شوند. عده ای شکوه کنان به نزد حضرت رسول اکرم رفتند. پیامبر فرمودند: اگر وارد آتش می شدید تا روز قیامت در آتش می ماندید. اطاعت تنها از معروف جایز است؛ و یا مولا هشدار می دهد که از سه کس بردین خود بترسید «کسی که خداوند به او قدرت داده و گمان می کند که اطاعت او اطاعت خدا و نافرمانی اش معصیت خداست.
فکرنمی‌کنید این راه و روش با نظامی که پشتوانه اش خروش صدها هزار شهیدی ست که آن را به پیروزی رسانده و با خون پاک شان آن را آبیاری کرده اند. راه جوانمردانه ای نباشد؟


جناب آقای خامنه ای، کسی‌که نظرش به شما نزدیکتر بوده هم اکنون وارد مبارزه سیاسی با شما شده و قصد دارد قسمتی از اسرار مگو را بر ملا کند. روزنامه ایران نوشته است: آقای محمود احمدی نژاد از سیصد و چهارده مقام در کشور صد و چهل هزار سند جرم و اختلاس در اختیار دارد. و یا معاون سیاسی دفتر ریاست جمهوری گفت: با افشاگری آقای احمدی نژاد عده ای از ترس انتقام جامعه، در پناهگاه‌های امن خود نیز جایی نخواهند داشت. فعلاً زمان سکوت هوشمندانه و هدفمند است. و جناب آقای احمدی‌نژاد هم در مصاحبه ای فرمودند “سکوت بخاطر وحدت است” و نسبت به روزی که این سکوت را بشکند هشدار داد و گفت این “سکوت همیشگی” نیست. جناب آقای خامنه ای شک نکنید روزی در برابر همین دوربین ها یکی از پرونده ها را خواهد گشود. کسی که در پاسخ نامه جنابعالی مبنی بر عزل منصوبش، احکامی بالاتر از آن چه شما بر عزلش اصرار داشته اید صادر کرده؟! و یا علی رغم همه فشارها از پذیرش مصلحی در جلسه هیات دولت جلوگیری نموده و در اثر فشار حلقه اطرافتان یازده روز باعنوان قهر در خانه نشست! شک نکنید گر قافیه تنگ آید، یکی از پرونده هایش را برای “بقا در بازی شطرنج سیاسی با شما” آن را رو خواهد کرد. ایشان بارها مساله انحصاری کردن قدرت و سیاست را مورد انتقاد قرار داده و گفته “عده ای تصور می کنند از آسمان به زمین افتاده اند و همه کارها را آن ها بلدند و باید برای ملت تصمیم بگیرند”؟!


اقتصاد ایران در این چهارساله نکبت بار ترین دوران خود را گذراند. در این سال ها هزاران میلیارد تومان درآمد به خزانه واریز نشده است. قسمتی از درآمدهای نفت مفقود شده، سی و سه میلیارد دلار در بانک‌ها (جهان صنعت؛ ۲ بهمن ۱۳۹۱) گم شده (حتما شما می دانید کجا مصرف شده، مردم و سایر مسئولین نامحرمند)، وام های کم بهره ایکه پرداخت نشده (تا حد ۷۰ هزار میلیارد تومان) و یا پول پاشی برای جمع آوری رای (۹ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۸۸، علی عسگری، خبر آنلاین، ۱۸ آذر ۱۳۹۱)، اعطای وام‌های کم بهره به از ما بهتران در این دوره آن چنان بسط یافته که میزان مطالبات معوق بانکی از سیزده هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۸۶ به حدود هفتاد هزار میلیارد تومان در آذر سال ۱۳۹۱ رسیده. (فارس، ۱۸آذر ۱۳۹۱)” هفت برابر شدن نقدینگی؟! بله رکورد زده اید ثمره هشت ساله‌ دولت و مجلس تحت سیطره و استیلای کامل شما فسادش در رگ و ریشه کشور گسترش یافته که حتی حلقه های زنجیره جنابعالی این دولت را فاسد ترین دولت در جمهوری اسلامی نامیده اند! سر جمع درآمد‌های نفتی دولت نهم و دهم آنکه بهترین دولت بعد از مشروطه نامیدید در سال‌های ۸۴ تا۹۱ رقمی بالغ بر ۷۹۰ میلیارد دلار بوده که از سر جمع درآمدهای نفتی کشور طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۳ معادل ۱۴۵میلیارد دلار بیشتربوده است! منابع دریای خزر و منابع خلیج فارس و دریای عمان و دیگر منابع مشترک را دشمنان کشور و نظام به تاراج برده و یا برای به تاراج بردن آن برنامه دارند یادمان نرود در آینده ای نه چندان دور کویری دیگر در ارومیه حاصل خیز هم جای خواهید داد و این رکوردی بی نظیر در دنیاست که متعلق به شماست.


جناب آقای خامنه ای
در پایان ضمن یادآوری لطمات جبران ناپذیری و هزینه گزافی که به کشور، مردم و نظام طی این چهار سال تحمیل کردید به شما متذکر می شوم ساختن حماسه حضور مردم در پای صندوق های رای تنها با آزادی رهبران جنبش سبز مردم ایران و زمینه سازی انتخاباتی آزاد شکل خواهد گرفت. میرحسین موسوی مبین اندیشه ای است که نتیجه اش بازگرنداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی است.



موسوی و اندیشه اش را به مردم بازگردانید.
یَقولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَعِزَّتى وَجَلالى لأََنْتَقِمَنَّ مِنَ الظّالِمِ فى عاجِلِهِ وآجِلِهِ وَلأََنْتَقِمَنَّ مِمَّنْ رَأى مَظْلوما فَقَدَرٌ أَنْ یَنْصُرَهُ فَلَمْ یَنْصُرْهُ
خداى عزوجل می فرماید: به عزّت و جلالم سوگند که از ظالم در دنیا و آخرت انتقام می گیرم و از کسى هم که مظلومى را ببیند و بتواند یاریش کند و نکند بی گمان انتقام می گیرم.
وَالسْلامٌ عَلیکٌمْ وَالرَحْمَةْ اللهِ وبَرَکاته.

۱۳۹۲ فروردین ۳۰, جمعه

نامه تاجزاده به خامنه ای: با استبداد نمی توان کشور را اداره کرد


سید مصطفی تاجزاده در نامه ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی به بیان مطالبی در خصوص انتخابات ریاست جمهوری پیش رو پرداخته است.
این زندانی سیاسی در نامه خود با رد سخنان آیت الله خامنه ای مبنی بر آزاد خواندن انتخابات در جمهوری اسلامی معتقد است در حال حاضر شرایط برگزاری انتخابات در کشورمان نه تنها با دموکراسی های باسابقه جهانی فاصله بسیار دارد بلکه از برخی کشورهای اسلامی و حتی همسایه های خود نیز در این زمینه عقب افتاده ایم.
رییس ستاد انتخابات دولت اصلاحات در این نامه به مقایسه چگونگی برپایی انتخابات در کشورهایی چون ترکیه، فلسطین، پاکستان، عراق و افغانستان با کشورمان پرداخته و از رهبر جمهوری اسلامی پرسیده است آیا با مشاهده این تفاوتها هنوز هم معتقد است ما یکی از استانداردترین و آزادترین انتخابات دنیا را برگزار می کنیم؟
عضو ارشد جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین با اشاره به این نکته که درهیچ کشوری که دموکراسی بر آن حاکم باشد مرسوم نیست که نهاد ناظر بر انتخابات خود رأساً به رد صلاحیت منتقدان حکومت بپردازد آورده است:” آخر در کدام کشور دموکراتیک، منصوبان رهبر مسئول رسیدگی به صلاحیت داوطلبانی می شوند که درصورت کسب رأی موظفند بر عملکرد رهبر نظارت و عنداللزوم او را عزل کنند؟ آیا می توانید یک کشور را که در آن دموکراسی حاکم است نام ببرید که مقامات رسیدگی کننده به صلاحیت داوطلبان ، خود در آن انتخابات به عنوان نامزد شرکت می کند، همان کاری که اعضای شورای نگهبان در جریان انتخابات خبرگان انجام می دهند؟ مگر می شود داور هم زمان بازیکن نیز باشد؟!”
در بخش دیگری از این نامه آمده است: “سکولارها، اعم از لیبرال یا سوسیالیست و کمونیست هم که حتی حق داشتن روزنامه و تشکیل حزب را ندارند، چه رسد به حق داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و روستا و خبرگان و ریاست جمهوری شدن. منتقدان مسلمان قانون گرا مانند ملی-مذهبی ها و نیز اعضای نهضت آزادی هم که اگر بازداشت و زندانی نشوند باید کلاهشان را به هوا بیندازند. اعضای جبهه ملی هم که جای خود دارند! هم چنین مسلمانان خواهان سبک های دیگر زندگی متفاوت با آن چه رسماً تبلیغ می شود، در عرصه سیاست و حکومت ایران محلی از اعراب ندارند… به این ترتیب عملاً نامزدهای یک جناح یعنی اصول گراها، آن هم نه همه آن ها حق نامزد شدن دارند و اگر فشار افکار عمومی نباشد که شرایط دیگری بر مرجع نظارت بر انتخابات تحمیل کند، از هم اکنون باید به نامزد یک جناح خاص که روزنامه سپاه ویژگی مهم او را «نوکری ملت و نوکری ولایت (جناب عالی) می خواند، پیروزی در انتخابات یک اسبه خرداد ۹۲ را تبریک گفت. تنها این سؤال باقی می ماند که آیا واقعاً معتقدید که با این اوصاف ما یکی از آزادترین و استانداردترین انتخابات جهان را داریم؟”
تاجزاده در پایان با تاکید بر این نکته که در جهان ارتباطات استبداد آخوندی نمی تواند پاسخگوی نیازهای فردی و ملی باشد آورده است: ” یقین دارم در ایران نیز همچون بسیاری از کشورهای اسلامی در آینده نه چندان دور شاهد برپایی انتخابات آزاد خواهیم بود. امیدوارم جنابعالی خود داوطلبانه پرچم دار برپایی چنین انتخاباتی با همه لوازم آن شوید پیش از آن که فشار زمانه امکان انتخاب دیگری را در برابر شما قرار ندهد. دعای خیر همه مردم به شما و مشارکت گسترده و با نشاط تمام قشرها در انتخابات و امیدواری برای رفع مشکلات و پیشرفت همه جانبه کشور و اعتلای جایگاه میهن در سطح جهان پیامد قهری تصمیم تاریخی جناب عالی برای برگزاری انتخاباتی مطابق با استانداردهای جهانی است. فرصت را از دست ندهید.”
متن کامل این نامه در پی می آید:

به نام خدا
حضرت آیة الله خامنه ای
رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام
جناب عالی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری در اسفندماه ۱۳۹۱ با اعلام این که انتخابات در جمهوری اسلامی «یکی از بهترین، آزادترین و استانداردترین انتخابات در دنیا» است و با «مرسوم دانستن بررسی صلاحیت ها در دموکراسی های جهان»، هدف از آن را «عرضه افراد دارای شرایط لازم و متناسب با میل و رغبت مردم» خواندید و انتقادها در این زمینه را «غیرفنی و ناشیانه» نامیدید. اجازه می خواهم به استحضارتان برسانم که در حال حاضر شرایط برگزاری انتخابات در کشورمان نه تنها با دموکراسی های باسابقه جهانی فاصله بسیار دارد بلکه با کمال تأسف باید بگویم که ما از برخی کشورهای اسلامی و حتی همسایه های خود نیز در این زمینه عقب افتاده ایم. در این نامه به وضعیت انتخابات در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، کانادا، امریکا، استرالیا و حتی ژاپن، هند و روسیه نمی پردازمچون هم جناب عالی و هم هموطنانم بیش و کم از اوضاع آن ها آگاهند. حتی متذکر نحوه برگزاری انتخابات در امریکای لاتین نمی شوم که تا دو دهه پیش دوگانه ژنرال های حاکم-چریک های مخالف حرف نخست را در آن کشورها می زد و اوضاع اسفناک اقتصادی و تورم های بعضاً سه رقمی نتیجه حکومت سرهنگان بود و اکنون طرفین «سلاح گرم» را در عرصه رقابت های سیاسی کنار گذاشته اند و با تن دادن به انتخابات آزاد و گذار به دموکراسی تا حدود قابل توجهی عقب ماندگی ها و مشکلات اقتصادی را پشت سر گذاشته اند. حتماً از وضعیت نیکاراگوئه، همزاد انقلاب اسلامی مطلع هستید. ساندنیست های پیروز برخلاف جمهوری اسلامی ایران که در سال اول پیروزی انقلاب، پنج همه پرسی و انتخابات آزاد برگزار کرد، به انتخابات و تدوین قانون اساسی براساس رأی مردم روی خوش نشان ندادند و به شیوه سلف کمونیست ها پیش رفتند و به اصطلاح انقلابی رفتار کردند. با وجود این پس از چندی تن به انتخابات آزاد دادند و حتی سال ها دولت را به رقیب خود واگذار نمودند. اما مجدداً با انتخابات آزاد و برپایه موازین دموکراتیک دولت را در دست گرفته و به بهانه مقابله با بازگشت ارتجاع یا وقوع انقلاب مخملی به استقرار دیکتاتوری نپرداختند.
مقام محترم رهبری
غرض از تصدیع دراین نامه، مقایسه چگونگی برپایی انتخابات در ترکیه، فلسطین، مالزی، لبنان، پاکستان، تونس، مصر، لیبی و حتی عراق و افغانستان با نحوه برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر است. حتماً مستحضرید که در این کشورها
۱- نامزدهای مسلمان، مسیحی و کمونیست، لیبرال و سوسیالیست (موحد یا سکولار)، زنان بی حجاب و با حجاب، مردان کراواتی یا با ریش انبوه، شیعه و سنی یا دموکرات و اصلاح طلب، مکلا و روحانی خود را در معرض رأی و گزینش هم میهنان خود قرار می دهند و با یکدیگر به رقابت می پردازند. از جناب عالی می پرسم در انتخابات گذشته مجلس نهم و انتخابات آتی ریاست جمهوری چه کسانی حق دارند نامزد شوند؟ از غیرمسلمانان می گذرم. سکولارها، اعم از لیبرال یا سوسیالیست و کمونیست هم که حتی حق داشتن روزنامه و تشکیل حزب را ندارند، چه رسد به حق داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و روستا و خبرگان و ریاست جمهوری شدن. منتقدان مسلمان قانون گرا مانند ملی-مذهبی ها و نیز اعضای نهضت آزادی هم که اگر بازداشت و زندانی نشوند باید کلاهشان را به هوا بیندازند. اعضای جبهه ملی هم که جای خود دارند! هم چنین مسلمانان خواهان سبک های دیگر زندگی متفاوت با آن چه رسماً تبلیغ می شود، در عرصه سیاست و حکومت ایران محلی از اعراب ندارند. از سوی دیگر به گفته آقای جنتی، رئیس هیأت نظارت بر انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، فتنه گران (معترضان به انتخابات ۸۸)، ساکتین فتنه( کسانی که به هتاکی به معترضان نپرداختند و حاضر نشدند سرکوب های خونین اجتماعات مسالمت آمیز منتقدان و نیز احکام سنگین و ناعادلانه دادگاه های فرمایشی علیه فعالان انتخاباتی و سیاسی منتقد را تأیید کنند در عین حال از خواست آقایان موسوی و کروبی هم حمایت نکردند) و منحرفان (نزدیک ترین همکاران اقای احمدی نژاد) در انتخابات آتی رد صلاحیت خواهند شد. به این ترتیب عملاً نامزدهای یک جناح یعنی اصول گراها، آن هم نه همه آن ها حق نامزد شدن دارند و اگر فشار افکار عمومی نباشد که شرایط دیگری بر مرجع نظارت بر انتخابات تحمیل کند، از هم اکنون باید به نامزد یک جناح خاص که روزنامه سپاه ویژگی مهم او را «نوکری ملت و نوکری ولایت (جناب عالی) می خواند، پیروزی در انتخابات یک اسبه خرداد ۹۲ را تبریک گفت. تنها این سؤال باقی می ماند که آیا واقعاً معتقدید که با این اوصاف ما یکی از آزادترین و استانداردترین انتخابات جهان را داریم؟ بعید می دانم منظور جناب عالی گفته آقای جنتی باشد که چون کسی را به زور مجبور نمی کنند نامزد شود و یا رأی دهد، پس انتخابات ما آزادترین انتخابات جهان است! او نمی داند که به این تعریف انتخابات نمایشی رژیم ستم شاهی را نیز باید کاملا آزاد تلقی کرد. چون نه در نامزد شدن و نه در رأی دادن از زور خبری نبود.
۲- درهیچ کشوری که دموکراسی بر آن حاکم باشد مرسوم نیست که نهاد ناظر بر انتخابات که وظیفه اصلی اش تأمین سلامت انتخابات و جلوگیری از سوء استفاده مقامات به ویژه در قوه مجریه از رانت و امکانات مالی و اطلاعاتی عمومی و نیز رسیدگی به شکایت معترضان است، خود رأساً به رد صلاحیت منتقدان حکومت بپردازد و به هیچ مرجعی هم پاسخ گو نباشد. آخر در کدام کشور دموکراتیک، منصوبان رهبر مسئول رسیدگی به صلاحیت داوطلبانی می شوند که درصورت کسب رأی موظفند بر عملکرد رهبر نظارت و عنداللزوم او را عزل کنند؟ آیا می توانید یک کشور را که در آن دموکراسی حاکم است نام ببرید که مقامات رسیدگی کننده به صلاحیت داوطلبان ، خود در آن انتخابات به عنوان نامزد شرکت می کند، همان کاری که اعضای شورای نگهبان در جریان انتخابات خبرگان انجام می دهند؟ مگر می شود داور هم زمان بازیکن نیز باشد؟! در کدام کشور دموکرات اعضای رسیدگی کننده به صلاحیت داوطلبان، رسماً و علناً در تشکل های یک جناح سیاسی عضویت دارند و مثلا خود را اصول گرا می خوانند که یکی از دو جناح رقیب در انتخابات محسوب می شود؟ به علاوه در کجا اکثریت اعضای هیأت ناظر علناً برخلاف تمام ضوابط قانونی و اخلاقی از یک نامزد پشتیبانی می کنند؟ در کدام کشور تمام اعضای ناظر از صدر تا ذیل از یک جناح سیاسی منصوب می شوند؟ مگر اساساً قرار است در انتخابات ایران چه اتفاقی بیفتد که حتی یک نفر از منتقدان را در درون مجموعه ناظران نمی پذیرند؟ مستحضرید که در کشور ما رسماً می گویند نامه سرگشاده نمایندگان مجلس به رهبر دلیل قاطع رد صلاحیت آنان در انتخابات پارلمان است! از این نکته می گذرم که حکومت هایی مانند ترکیه از نمایندگان دولت های مسلمان و غربی و … از جمله جمهوری اسلامی ایران دعوت می کنند که با سفر به آن کشور بر برگزاری انتخابات در کشورشان نظارت کنند و نتایج مشاهدات خود را به استحضار جهانیان و نیز هم وطنانشان برسانند. در ایران اما صحبت از چنین اقدامی مترادف خیانت و مستوجب انواع مجازات های آشکار و پنهان است. به این ترتیب آیا ما به راستی یکی از استانداردترین انتخابات دنیا را برگزار می کنیم؟
۳- در کشورهای مزبور وظیفه ذاتی نیروهای مسلح پاسداری از امنیت عمومی و ملی و یک پارچگی سرزمین است نه مهندسی معقول و منطقی انتخابات! در آن جوامع فرماندهان نظامی حق اظهارنظر در مورد فعالیت های سیاسی و انتخاباتی را ندارند نه این که مانند ایران بیش از چهره های سیاسی و حزبی به تحلیل انتخابات و مسائل آن و حتی ارائه توصیه و پیشنهاد در این باره بپردازند. آیا حتی برای نمونه یک کشور را می توانید نشان دهید که در آن هم چون سردار مشفقی با افتخار عملکرد نیروهای مسلح را در زمینه پیروزی یک نامزد و به شکست کشاندن رقبای او گزارش دهد و اقدام های خود و هم قطارانش را علیه ستاد انتخاباتی نامزد رقیب جناح حاکم که «ستاد دشمن» می نامد، لطف امام زمان بخواند؟! آیا در این کشورها فرماندهان نظامی تعیین می کنند که صلاحیت کدام کاندیدا باید رد یا تأیید شود؟ آیا ارتش ها در این جوامع روزنامه، خبرگزاری و سایت سیاسی دارند؟ و آیا رسم است که خود را علناً طرفدار یک جناح سیاسی بخوانند؟
۴- در ترکیه، مصر، لبنان و … هرجریان فکری و سیاسی از شبکه های رادیو و تلویزیونی خود بهره مند است و تمام شبکه ها در انحصار هیچ فرد و گروه و حزب و جناح خاصی نیست و به طریق اولی در اختیار حکومت هم نیست. در میهن ما صدا و سیما به جای آن که ملّی بوده محلی برای تضارب آراء و عقاید باشد، ستایشگر جناب عالی، توجیه گر و مروج جناح مورد تأیید شما و تخریب گر و اهانت کننده به اشخاص و احزاب منتقد است. تصور نمی کنم چنین وضعی با هیچ استاندارد دموکراتیکی سازگار باشد. به راستی در کدام کشور دموکراتیک رادیو-تلویزیون صرفا براساس میل یک نفر اداره می شود؟
۵- آیا مقایسه اوضاع رسانه های مکتوب در کشورهای مذکور را با ایران کنونی لازم می دانید؟ در یک جمله آزادی مطبوعات در این جوامع اصل است و محدودیت ها استثناء. ولی در جامعه ما برعکس است. روزنامه ها و مجلات اصول گرا و ذوب شده در ولایت از مصونیت آهنین برخوردارند و در مقابل، نشریات اصلاح طلب یا مستقل در وضعیت ناامنی مطلق به سر می برند. در حال حاضر انعکاس سخنان یا چاپ عکس آقای خاتمی، رئیس جمهور سابق کشور، موجب تعطیل روزنامه می شود! درباره حق سکولارها و کمونیست ها و ملی گراها و … در زمینه انتشار ارگان های مطبوعاتی خاص خود چه حرفی برای زدن داریم؟ هنگامی که توقیف فله ای مطبوعات و بازداشت های کیلویی روزنامه نگاران مسلمان قصه پر غصه دو دهه گذشته ایران بوده است، درباره دیگران چه می توان گفت؟ به بازداشت فله ای و غیرموجه اخیر روزنامه نگاران توجه فرمایید. در کدام کشور دموکراتیک چنین رفتاری می کنند؟ وضعیت احزاب نیز اگرچه به بدی اوضاع مطبوعات نبوده اما قابل قیاس با جوامع سابق الذکر نیز نیست.
۶- برای جلوگیری از اطاله کلام به سوء استفاده از اموال عمومی و پخش میلیاردها تومان تا شب انتخابات به سود نامزد جناح حاکم نمی پردازم. اما به عنوان نکته آخر به حق برپایی اجتماعات اعتراضی در این جوامع چه در مورد انتخابات و چه درباره سیاست های خرد و کلان حکومت اشاره می کنم. برای مثال در ترکیه معترضان به سیاست ها ی حزب حاکم درباره سوریه، عمدتاً از میان علویان و سکولارهای پیرو آتاتورک، بارها و بارها تجمعات اعتراض آمیز برگزار کرده و می کنند. آیا در ایران منتقدان حق و اجازه دارند که در زمینه حمایت جناح حاکم از حزب بعث سوریه یا در اعتراض به اوضاع نابسامان اقتصادی کشور راه پیمایی کنند؟ همین سؤال در مورد اعتراض به نتایج انتخابات مطرح است. آیا عکس العمل یک حکومت دموکراتیک در برابر تجمعات مسالمت آمیز منتقدان باید سرکوب خونین باشد؟ مگر یکی از تفاوت های اساسی رژیم های دموکراتیک با دیکتاتوری ها پذیرش حق برپایی اجتماعات اعتراضی شهروندان نیست؟
رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ما پرچم دار انتخابات آزاد در منطقه شدیم و تقریباً از همه جوامع اسلامی مانند ترکیه، پاکستان، مصر، مالزی، تونس، لیبی و … کیلومترها جلو افتادیم. با کمال تأسف در این سی سال انتخابات ما با فراز و نشیب های زیادی برگزار شده است، نه کاملاً آزاد و نه صد در صد فرمایشی. برخی بازتر مانند انتخابات دوره های اول، دوم، سوم، پنجم و ششم مجلس و تعدادی با اعمال شدید نظارت استصوابی و حذف غیرقانونی بسیاری از واجدان شرایط مانند انتخابات دوره های چهارم، هفتم، هشتم و نهم مجلس. انتخابات خبرگان رهبری در مجموع در دوره رهبری جناب عالی بسته و انتخابات شوراهای اول و دوم کاملاً باز برگزار شد. انصاف آن است که انتخابات ریاست جمهوری به ویژه از زمانی که رقابتی شد و رئیس جمهور از پیش معلوم نبود، یعنی از دوره هفتم تا نهم، در مجموع رقابتی بود اگرچه صددرصد آزاد نبود و با تخلف های آشکار و پنهان فراوان برگزار شد. برای مثال صلاحیت نامزدهای ملی – مذهبی رد شد و به طریق اولی جایی برای سکولارهای قانون گرا نبود. در مورد انتخابات ۸۸ هم جداگانه و مفصل بحث کرده ام و اکنون همه چشم ها به انتخابات ۹۲ دوخته شده است. تصمیم گیر نهایی نیز شخص جناب عالی هستید. توجه دارید که ما اکنون در شهر نابینایان به سر نمی بریم که در آن «یک چشم» پادشاه باشد. درست است که پیش از آغاز بهار عربی، حتی انتخابات استصوابی ما از اکثر قریب به اتفاق جوامع اسلامی بهتر و آزادتر برگزار می شد. اما این کشورها یکی پس از دیگری تن به حاکمیت مردم و انتخابات آزاد با همه لوازم آن دادند(مانند آزادی اندیشه و بیان و قلم و تشکل و تحزب و تجمع) در این شرایط می پرسم که آیا قصد دارید ما را به کدام سو رهبری کنید؟ انتخاباتی آزاد، عادلانه، سالم و قانونی یا مهندسی شده و نمایشی؟ آیا هم چنان «میزان رأی ملت است» یا «رأی یک نفر»؟
مقام محترم رهبری
از چهار سال پیش اعلام کردم که انتخابات ۹۲ میدان «راستی آزمایی» ادعاهای جناح حاکم درباره انتخابات ۸۸ است. برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه و شفاف که به این معناست که به راستی معتقدید انتخابات ریاست جمهوری دهم سالم برگزار شده و جناح حاکم خود را مستظهر به پشتیبانی و رأی اکثریت ایرانیان می داند. از سوی دیگر برپایی انتخاباتی مهندسی شده و غیررقابتی بیان گر آن است که اقتدارگراها خود می دانند که تنها برحمایت اقلیت متکی هستند. به همین دلیل از گزینش آزاد اکثریت ایرانیان روی گردانند. اکنون که به خرداد ۹۲ نزدیک می شویم، فرصت مناسبی برای قضاوت درباره آن چه در ۸۸ رخ داده فراهم شده است.
حضرت آیة الله خامنه ای
جناب عالی هم چون من مستحضرید که «شرم تقدم» استبداد روحانیون متعلق به کلیسای کاتولیک است. با تشکیل جمهوری اسلامی، امید بود که روحانیت تشیع در پیوند دموکراسی با دین «فضل تقدم» را به خود اختصاص دهد که بشریت دست کم در جهان اسلام، نیازمند آن است. استبداد آخوندی نه جدید است و نه جذاب و نه در جهان ارتباطات می تواند پاسخ گوی نیازهای فردی و ملی مسلمانان باشد و الگو قرار گیرد. به همین دلیل یقین دارم در ایران نیز همچون بسیاری از کشورهای اسلامی در آینده نه چندان دور شاهد برپایی انتخابات آزاد خواهیم بود. امیدوارم جنابعالی خود داوطلبانه پرچم دار برپایی چنین انتخاباتی با همه لوازم آن شوید پیش از آن که فشار زمانه امکان انتخاب دیگری را در برابر شما قرار ندهد. دعای خیر همه مردم به شما و مشارکت گسترده و با نشاط تمام قشرها در انتخابات و امیدواری برای رفع مشکلات و پیشرفت همه جانبه کشور و اعتلای جایگاه میهن در سطح جهان پیامد قهری تصمیم تاریخی جناب عالی برای برگزاری انتخاباتی مطابق با استانداردهای جهانی است. فرصت را از دست ندهید.
با احترام
زندان اوین
سید مصطفی تاجزاده

۱۳۹۱ اسفند ۱۶, چهارشنبه

معتمدنیا: آقای خامنه ای! از سرنوشت دیکتاتورها پند بگیرید



بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَ لَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَ الأَقْرَبِینَ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید به عدالت پیوسته قیام کنید و براى خدا گواهى دهید هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندانتان باشد.
آقای خامنه‌ای
نمی‌خواستم دیگر دست بقلم شوم وضعیت خطرناکی که شما و ناکثین – قاسطین – مارقین؛ به روز نظام و ایران عزیز و مردم نجیب و خوب این سامان و نخبه‌هایش آورده و می آورید مرا مجددا مجبور به نقد و هشدارکرد. اگرچه هیچ نوع انتقادی را نمی‌پذیرید و برای فرار از نقد و انتقاد آن را به نوع دشمنی، غرض ورزی و یا کج فهمی منتقد حمل کرده و می‌کنید. (البته بلائی راکه برسردین خدا آورده‌اید نقد نخواهم کرد چه خدا خود از دینش محافظت خواهد کرد) هرچند که بنا به فرمایش معصوم: بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّة» میان شما و پند، حجاب و پرده‏اى از غرور افکنده شده است.
جناب آقای خامنه‌ای شما در سال ۸۸ خوب می‌دانستید که حق باکیست و جناب آقای مهندس میرحسین موسوی چه می‌گوید چون آمراین پروژه خود شما بودید هرچند رعایایتان مرتب ضمن محکوم کردن و حمله‌های ناجوانمردانه و برخلاف شرع و عرف بر نخست وزیر مظلوم حضرت امام؛ ایشان و دیگر معترضین را عامل و حقوق بگیران بیگانگان خوانده و به ظاهرمعتقد بودید که دستشان از هرگونه مدرک دال بر تقلب خالی است چون بقول آقای سعیدی انتخابات مهندسی شده انجام شده بود ولی دم خروس بیرون بود.
خوب آقای خامنه‌ای شما با همکاری ناکثین – قاسطین – مارقین با زیر پا گذاشتن حق با استفاده ازتمام امکانات شرعی و غیرشرعی و عرفی وغیرعرفی در سال ۸۸محمود را بر تخت ریاست جمهوری نشاندید؟! حضرت آیت الله بینی و بین الله بفرمائید شما در وضعیت فعلی مملکت مقصر و مسئول نیستید؟! جناب آقای خامنه‌ای انتخاب روسای قوه قضائیه و مجریه و مقننه که دست پخت شماست ورود وکیل الدوله‌های مجلس خبرگان و شورای اسلامی به مجلس با تائید و انتخاب شماست! عزل و نصب معاونان و مدیران هم که مورد تائید جنابعالی و یا منصوبینتان می‌باشد؟! باز هم می‌فرمائید در این وضعیت مردم و کشور دخیل نبوده‌اید؟؟!!
قاسطین – مارقین شما را معصوم و یا در ردیف معصوم و گا‌ها فراتر از معصوم می‌نامند سکوت شما تائیدیست بر فرمایش مولای متقیان (علیه السلام): اَجْهَلُ الناسِ اَلْمُغتَرُّ بقولِ مادحٍ مُتَملِّقٍ یُحَسِّنُ لَهُ القبیحَ و یُبَغِّضُ الیه النّصیحَ؛ نادان‌ترین مردم کسی است که فریب ستایشگر چاپلوس را بخورد، ثناگری که زشت را در نظر او زیبا جلوه می‌دهد و خوبی را در نظر او منفور می‌سازد.
آقای خامنه‌ای، شاه و رژیم سلطنتی‌اش چند اشتباه بزرگ مرتکب شدند و شما تکرارکننده‌‌ همان اشتباهات هستید. پس شک نکنید که دیر یا زود به‌‌ همان سر نوشت دچار خواهید شد انقلاب متعلق به شما نیست که به این ارزانی در معرض نابودی قرارداده‌اید.
جناب آقای خامنه‌ای؛ به یاد دارید که شاه نسبت به افکار عمومی بی‌تفاوت بود. می‌گفت همین است که هست، هر کس دوست ندارد مرزهای کشور باز است. می‌تواند برود. دلتان را به این راهپیمایی‌های ساختگی و فرمایشی ۲۲ بهمن و ۹ دی و غیره خوش نکنید. مردم را آزاد بگذارید تا نشانتان دهند حضور یعنی چه. عواملتان را به میان توده‌های مردمی بفرستید تا میزان واقعی محبوبیتان و بلائی را که بر سر نظام آورده‌اید بر شما روشن شود.
جناب آقای خامنه‌ای؛ شاه روی نیروی نظامی و انتظامی و اطلاعاتی‌اش خیلی حساب باز کرده بود. یادتان که نرفته؟! بیاد آورید سال ۵۵ و ۵۶ را که اوج اقتدار رژیم سلطنتی بود. پرواز مگس روی هوا از دید ساواک پنهان نبود. سال هجری را به شاهنشاهی تبدیل کرد. اما خود شما باور می‌کردید یک سال بعد، یعنی در سال ۵۷ رژیمی با آن اقتدار با آن وضع مفتضح فرو ریزد!؟
جناب آقای خامنه‌ای؛ می‌دانید که تمام افسران ارشد شاه در اواخر سلطنت شاه کاسب شده و مشغول تجارت و بیزینس بودند در نتیجه زمانی که شاه نیازشان داشت از آنها خبری نبود پشت او را خالی کرده و به سرمایه‌شان چسبیده بودند. یعنی‌‌ همان مرضی که اکنون فرمانده هان و اطرافیان و چاپلوسانتان به آن دچارشده‌اند؟! توصیه می‌کنم خیلی روی آن‌ها حساب باز نکنید. شعار «جانم فدای رهبر» تا وقتی هست که سرمایه‌هایشان در خطر نباشد و گرنه…..؟!
جناب آقای خامنه‌ای، اشتباه دیگر شاه این بود که خود را عقل کل می‌پنداشت. در همهٔ زمینه‌های مملکتی اظهار نظر می‌کرد و فصل الخطاب شده بود. از سیاست خارجی گرفته تا اقتصاد و کشاورزی وغیره و غیره. یعنی‌‌ همان کاری که شما فرا‌تر از آنرا دارید انجام می‌دهید. همین وضعیت باعث شده بود که شاه در همهٔ امور اجرایی مملکت دخالت کند. به جای اینکه شاه باشد، خود را در حد وزیر و معاون وزیر و مدیر کل پایین آورده بود. حتی رییس دانشگاه و استاندار و شهردار انتخاب می‌کرد. در نتیجه این شد که مردم همهٔ مشکلات را از چشم او دیدند و فریاد مرگ بر شاه سردادند. چون واضح بود که او سر چشمهٔ همه‌ی فساد‌ها و مشکلات است. درست مثل شما که به جای اینکه آن بالا بنشینید و رهبر باشید، خود را درگیر کارهای اجرایی که برای اجرایش مسئول وجود دارد؛ کرده‌اید. به جای رییس جمهور در جلسه هیئت دولت می‌نشینید و به جای نمایندگان مردم در مجلس تصمیم می‌گیرید و امر و نهی و عزل و نصب می‌کنید. پس حق دارند مردم که کاسه کوزهٔ همهٔ گرانی‌ها و نا‌امنی‌ها و اختلاس‌ها و دزدی‌ها و بی‌کفایتی‌ها را سر شما بشکنند. به جای اینکه رهبر باشید، قداست خود را سپر بلای ندانم کاری‌های اطرافیان بی‌کفایتتان کرده‌اید. وقتی سیاستمداری را که مورد تائید حضرت امام بوده و در رسیدن شما به این مقام ازهیچ کوششی دریغ نکرد در این پنجاه سال در حاد‌ترین لحظه ها شما را یاری کرد؛ شما ایشان را در مقابل به محمود احمدی نژاد فروختید و فرمودید: نظر من به نظر آقای رئیس جمهور نزدیک‌تر است؟! درحقیقت تمام مسئولیت های این وضعیت اسفباری را که در کشور بعلت بی‌لیاقتی‌ها بوجودآمده پذیرفتی بدون عذرخواهی از مردمی که به شما اطمینان کردند؛ تا شما باشید به خاطر کینه توزی شخصیتان با جناب آقای مهندس موسوی (همان کسی که امام فرمود: مخالفان ایشان حتی توانایی اداره‌ یک نانوایی را هم ندارند) این گونه دستتان را به خون مردم آلوده نکنید و مملکت را به دست عنصرانی چون احمدخاتمی؛ جنتی و مصباح و حدادعادل و طائب و….. را که بقول حضرت امام عرضه و لیاقت اداره یک نانوائی را هم ندارند، نسپارید.
جناب آقای خامنه‌ای، فرعون‌ها و نمرود‌ها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت ‏شومی که عبرت برای همگان شد، گرفتار گشتند. این سرنوشت همهٔ دیکتاتورهاست که نه از نصایح خیرخواهان پند می‌گیرند و نه از سرنوشت سایر دیکتاتور‌ها و مستبدین.
جناب آقای خامنه‌ای بس کنید به این خودکامگی وبی قانونی که کشورونظام مقدس جمهوری اسلامی رابورطه انحطاط کشیده؛ درمحبوس نگه داشتن جناب آقای مهندس موسوی و همسر دانشمند و شجاعش سرکار خانم زهرا رهنورد و جناب کروبی و سایرفرزندان شجاع این آب و خاک که بعلت ابراز عقیده در زندانند بغیر از فضاحت هیچ دستاوردی نخواهد داشت. آقای خامنه‌ای دلسوزان و معتقدان به نظام اسلامی را تا راه بازگشت بسته نشده به صحنه سیاست و مدیریت جامعه باز گردانید. آقای خامنه‌ای مردم قیم نمی‌خواهند، بگذارید مردم نمایندگان مجلسین و ریاست جمهور را خود انتخاب کنند.
جناب آقای خامنه‌ای، نگران اینکه چه بلائی بر سرم خواهد آمد نیستم و برایم مهم نیست، می‌دانم صدای من از لابلای پرده‌های ضخیم کاختان شاید به گوشتان نرسد، اما باز می‌نویسم و مظلومیت نظام و فرزندان پاک کشورم را گوشزد خواهم کرد تا ادای دین و تکلیف کرده باشم.
هر چند که بنا به فرمایش مولایمان: مستى غفلت و فریب، دیر‌تر از مستی مسکرات زایل می‌شود.
محمدرضا معتمدنیا

نوری زاد به رهبر: شما به زودی با آمریکا کنار خواهید آمد!



بله، شما – که هم اکنون درحال مذاکره با آمریکا هستید – بزودی با آمریکا کنار خواهید آمد. خواسته های او را – مخلصانه – به او تقدیم خواهید کرد تا چیزی به اسم اقلام تشویقی از او دریافت کنید. چرا نگویم: شما به معرکه ی مذاکره با آمریکا داخل شده اید نه به این خاطرکه باری از دوش، و غباری از چهره ی مردم بربگیرید. بل، این در هم تنیدگیِ اوضاع اسفبار اقتصادی، و گسستِ پدید آمده در قلعه ی قدرت است که شما را به مذاکره با آمریکا ناگزیر کرده است. وگرنه، اگر خیال شما از بابت برقراریِ چهار ستون این نظمی که اسمش را نظام نهاده اید راحت بود، هرگز از بلندای عزم خود فرود نمی آمدید. گرچه ایستادن بر بلندای غروری به اسم: مذاکره نکردن با آمریکا، مایملک این سرزمین بلازده را به باد فنا بدهد.
من می توانم چند وقت دیگرِ این مذاکره را به خوبی تجسم کنم: صدا و سیما و رسانه های حکومتی هیاهوهایی از “پیروزی” به راه خواهند انداخت و مردمان گوش بفرمان را برای سردادن الله اکبربه بامها گسیل خواهند فرمود. که چه؟ که: آمریکا سرانجام ذلیلانه به حقوق حقه ی ما متقاعد شد. و من، نسلهایی را می بینم که به دنیا نیامده مقروض بی کیاستی های پشت در پشتِ مایند. مقروض فرصت های تباه شده و سرمایه های به تاراج رفته. اما چه خوب که با هردلیل – آری با هردلیل – به مذاکره راضی شده اید. به همین اندازه هم که از اراده ی گسست ناپذیر خود عدول فرموده اید از شما سپاس مندیم.
محمد نوری زاد
شانزدهم اسفند سال نود و یک

۱۳۹۱ بهمن ۲۹, یکشنبه

هشدار تاج‌زاده به خامنه‌ای در مورد حمایت از رژیم اسد



مصطفی تا‌ج‌زاده، عضو زندانی جبهه مشارکت در نامه‌ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، خطاهای حکومت در قبال بهار عربی را نقد کرده و پشتیبانی از رژیم اسد را موجب گسترش نزاع بین شیعه و سنی در منطقه دانسته است.
مصطفی تاج‌زاده در آغاز نامه سرگشاده خود به خامنه‌ای به یادآوری این پرداخته که مردم رژیم‌های ساقط شده عربی اکثرا پس از پیروزی اعلام کرده‌اند که قصد استقرار مدل حکومتی جمهوری اسلامی را ندارند.
این زندانی سیاسی پرسیده اگر به راستی منطقه شاهد "بیداری اسلامی" است، پس چرا ملت‌ها خواستار الگوی جمهوری اسلامی نیستند؟ تاج‌زاده می‌نویسد که رسانه‌های داخلی هیچ تحلیلی در این زمینه نداده‌اند و پرهیزشان از ورود به این بحث، ناشی از ترس مجازات‌های سنگین و تعطیلی است.
وی تاکید کرده که معایب و نقایص ساختاری جمهوری اسلامی و وضعیت ناگوار ایران به ویژه در عرصه مدیریت، چنان چهره‌ای از آن ترسیم کرده که بیش از الگو بودن، عبرت‌آموز شده است.
تاجزاده برای نمونه به الگوبرداری دیکتاتورهای جهان عرب از سرکوب خونین اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات سال ۸۸ اشاره کرده و عبور خودروی نیروهای امنیتی مبارک از روی معترضان قاهره یا پرت کردن تظاهرکنندگان از روی پل را با رفتارهای ماموران امنیتی در تهران مشابه دانسته است.
به گفته تاجزاده، همانطور که جنبش سبز الهام‌بخش جوانان مصری و تونسی در جهت احقاق حقوق‌شان شد، عملکرد حکومت ایران نیز مورد تقلید دیکتاتورهای منطقه قرار گرفت.
تاجزاده در بخش دیگری از این نامه به نقد ولایت فقیه و در اختیارگرفتن هفتاد درصد اختیارات حکومت در دست یک نفر پرداخته است. او می‌نویسد که مردم مصر و تونس به فتوای آخوندهای سلفی می‌خندند که انتقاد به حاکم را انتقاد به خدا می‌دانند.
در فراز دیگری از این نامه سرگشاده آمده که رهبران و فعالان ملت‌های آزادشده، تحمیل سبک زندگی توسط حکومت را بر نمی‌تابند، به تشکیل احزاب پادگانی حساس‌اند و سیاست‌ورزی نظامی را مطرود می‌دانند.
تاجزاده می‌نویسد که بزرگترین خطای حکومت ایران در دو سال گذشته، دفاع مطلق از اسد بوده است.
تاجزاده نوشته که شبکه‌های رادیو تلویزیونی مختلف در این جوامع در انحصار حکومت و شخص حاکم نیست و در آنها آزادی مطبوعات و آزادی بحث و نقد وجود دارد. او عزم مقامات ایرانی در تعیین مجازات برای فیلترشکنی اینترنت را موجب شرمندگی دانسته است.
مقایسه ایران و ترکیه
او به رهبر جمهوری اسلامی یادآوری کرده که مردم مصر و تونس و لیبی، اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی و دیپلماتیک ایران و ترکیه را می‌بینند و آنها را با هم مقایسه می‌کنند: «فکر نمی‌کنم حتی اگر جنابعالی نیز در آن کشورها به سر می‌بردید الگوی ایران را ترجیح می‌دادید...»
تاجزاده افزوده که فرصت‌های ایجاد شده توسط بهارعربی، به سرعت در حال تبدیل شدن به تهدیداتی جدی علیه مردم منطقه و به ویژه ایرانیان و شیعیان است.

او تاکید کرده که اشتباه اول حکومت ایران در چند سال گذشته، متحد کردن قدرت‌های بزرگ علیه ایران و مردم و تحریک غرب به ویژه آمریکا بوده است: « به طوری که جمهوری اسلامی جایگزین ستیزه‌جویان سلفی- تکفیری طالبان و القاعده شده است.»
در ادامه آمده که ممکن است دنیای آزاد به دلیل "ایران هراسی"، نظاره‌گر چنین حوادثی باشد و عراق و لبنان نیز به وضعیت کنونی سوریه دچار شوند و سرانجام «شاهد توسعه نزاعی خونین بین شیعه و سنی در سراسر منطقه باشیم.»
در این نامه تصریح شده که بزرگترین خطای حکومت ایران در دو سال اخیر، دفاع مطلق از بشار اسد بوده است: « نمی‌دانم آیا ایران اسد را به سرکوب خشونت‌بار اجتماعات مسالمت آمیز سوریان به بهانه مقابله با انقلاب مخملی تشویق کرد یا نه؟ ولی یقین دارم که با پشتبانی کامل از رژیم دمشق نقش مهمی در گسترش تخاصم شوم شیعی – سنی در سوریه ایفا می‌کند.»
تاجزاده از خامنه‌ای خواسته که شکنندگی اوضاع سوریه را دریابد و با توجه به جمعیت ۱۵ تا ۲۰ درصدی اقلیت شیعه سوریه، مراقب آسیب پذیری آنها در نزاع خونین کنونی در سوریه باشد.
تاجزاده درپایان ابراز امیدواری کرده که خامنه‌ای پیش از آن که دیر شود، به اصلاح سیاست‌های کلان نظام به ویژه در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک آن توفیق یابد.

۱۳۹۱ دی ۱۴, پنجشنبه

نامه ۶ تن از فعالان ملی مذهبی به علی خامنه ای مبنی بر برگزاری انتخابات آزاد پیش از مذاکره با آمریکا

 
 
 ۶ تن از فعالان ملی مذهبی در نامه‌ی سرگشاده‌ای به علی خامنه‌ای، با اشاره به اخبار و شایعاتی مبنی بر مذاکرات پنهان نمایندگان وی با نمایندگان اوباما، از رهبر جمهوری اسلامی خواسته‌اند پیش از مذاکرات انتخابات آزاد برگزار کند.
نام محمد بسته‌نگار، حبیب‌الله پیمان، حسین شاه‌حسینی، احمد صدر حاج سیدجوادی، اعظم طالقانی ونظام‌الدین قهاری در زیر این نامه‌ی سرگشاده که در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۹۱ نوشته شده به چشم می‌خورد. آنان در نامه‌ی خود به رهبر جمهوری اسلامی نوشته‌اند که شرایط فعلی برای مذاکره با آمریکا مناسب نیست و پیشنهاد کرده‌اند که زمان این مذاکره به تعویق افتد.

نویسندگان این نامه معتقدند که مذاکره‌ی ایران و آمریکا در شرایط فعلی از موضع برابر نخواهد بود و پیش از آغاز مذاکره باید تمهیداتی فراهم کرد تا ایران با "قدرت ملی" به پای میز مذاکره برود. در این نامه همچنین خاطر نشان شده است که "اوباما می‌خواهد ایران را در موضع ضعف به پای میز مذاکره بکشاند" و در این مقطع زمانی "ایران قدرت چانه‌زنی ندارد و در موضع ضعف است".

"بازی شطرنج"

شش فعال ملی مذهبی در نامه‌ی خود به شایعاتی مبنی بر "مذاکره‌ی نمایندگان رهبری با نمایندگان اوباما" برای "حل و فصل اختلافات فی‌مابین از طریق مذاکره و روش‌های دیپلماتیک" اشاره کرده‌اند. به باور آنان "هر چند هر دو طرف آن را تکذیب کرده‌اند" ولی نفس این خبر "امیدوارکننده و مثبت" است.
نویسندگان نامه خاطر نشان ساخته‌اند: «همه می‌دانیم که مذاکرات دیپلماتیک، آن هم از نوع پیچیده و بحث‌انگیز مذاکره‌ی ایران با آمریکا، مانند بازی شطرنج است و شرایط روحی و جسمی بازیکنان در نتیجه‌ی بازی نقش تعیین‌کننده دارد».

در نامه‌ی یاد شده سپس به شرایط اقتصادی و سیاسی طرفین مذاکره پرداخته و یادآوری شده، در حالی که اوباما از یک مبارزه‌ی دمکراتیک انتخاباتی با رقیب جمهوری‌خواه خود پیروز بیرون آمده و با "روحیه‌ای قوی و با اعتماد به‌نفسی محکم" خود را برای مذاکره با ایران آماده کرده، در ایران هنوز "آثار مناقشات و تلاطم و تشنج انتخابات بحث‌انگیز سال ۱۳۸۸" به وضوح دیده می‌شود.

نویسندگان نامه "حصر و بازداشت غیرقانونی و بدون محاکمه‌ی قضایی دو نفر از کاندیداهای انتخاباتی" و "تضییع حقوق آنها" که "اعتراض افکار عمومی جهان و ایران" را در پی داشته، زندانی بودن "ده‌ها نفر از فعالان دوره‌ی انتخابات"، "فضای امنیتی ـ نظامی" جامعه‌ی ایران و "خبرهای ناگوار هرروزه از وضع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی حقوق شهروندی ایران" را به عنوان نمونه‌هایی از پیامدهای این تلاطمات و تشنجات در جامعه‌ی ایران ذکر کرده‌اند.

نابسامانی وضع اقتصادی ایران

به باور نویسندگان نامه‌ی سرگشاده، در پهنه‌ی اقتصادی نیز اگر چه "آمریکا و نظام سرمایه‌داری آن بحران دارد" ولی این نظام هنوز "توان مقابله با این بحران‌ها را دارد" و آمریکا در "کوتاه و میان مدت مورد تهدید جدی و چالشی لاینحل نیست".

در نامه همچنین آمده است که از سوی دیگر اوباما توانسته "اجماعی بر علیه ایران شکل دهد و ایران را در محافل بین‌المللی، شورای امنیت، شورای حقوق بشر... گرفتار بحران‌های جدی سازد و منزوی کند".

نویسندگان نامه "کاهش ارزش پول ملی و هجوم مردم عادی به خرید ارزهای غربی و طلا"، "رشد بیکاری و تورم"، "گسترش فساد مالی ـ اداری در دستگاه دولتی"، "رشد اعتیاد و فسادهای اخلاقی در جامعه" را از دیگر شاخص‌های وضع نابسامان اقتصادی و اجتماعی ایران و پیامد تحریم‌ها و انزوای کشور ارزیابی کرده‌اند.

به باور آنان، در گستره‌ی سیاست خارجی نیز "اگر چه قدرت آمریکا بتدریج و با شیبی ملایم رو به کاهش است" ولی این کشور همچنان "قدرت شماره‌ی یک جهان" است و از طرف دیگر کشورهای جهان مورد قبول و در اتحادیه‌های مختلفی عضو فعال و موثر است.

و این در حالی‌ست که سیاست خارجی جمهوری اسلامی "در بدترین شرایط خود" است، زیرا "متحد استراتژیک آن سوریه درگیر جنگ داخلی است و بشار اسد در سراشیبی سقوط قرار دارد"، "کشورهای پیشرفته‌ی صنعتی جهان در رابطه با مساله‌ی هسته‌‌ای با ایران مشکل جدی و تهدیدکننده دارند"، "کشورهای همسایه‌ی جنوبی خلیج فارس، علنا و مخفی با ایران مخالفت می‌كنند" و برپایه‌ی "اسناد ویکی‌لیکس" بعضی‌از این کشورها حتا به آمریکا توصیه می‌کنند که "سر این مار را بکوبید"!
"چه باید کرد؟"
نویسندگان نامه‌ی سرگشاده پس از اشاره به وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران و فشارهایی که از این بابت از سوی نهادها و سازمان‌های بین‌المللی به جمهوری اسلامی وارد می‌شود، نتیجه گرفته‌‌اند که: "در چنین شرایطی طرفین مذاکره کنندگان، قدرت و توان مساوی ندارند" و "نمایندگان رهبر جمهوری اسلامی مرتبا مورد هجوم و حمله‌ی غیرمتعارف و متعارف نمایندگان اوباما" قرار خواهند گرفت و نمایندگان طرف مقابل "درخواست‌های خود را مداوما بالا خواهند برد و بر آن خواهند افزود".

شش فعال ملی مذهبی با توجه به چنین زمینه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی توصیه کرده‌اند: «تصمیم عاقلانه این است که در چنین شرایطی ایران، زمان مذاکره را عقب اندازد و قبل از شروع مذاکره تمهیداتی را فراهم کند و سپس با قدرت ملی به میز مذاکره بازگردد».

تمهیداتی که نویسندگان نامه‌ی سرگشاده برای زمینه‌چینی مذاکره در شرایطی بهتر مطرح ساخته‌اند، "برگزاری انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی" و "انتخاب رئيس‌جمهوری که واقعا نماینده‌ی مردم باشد"؛ "تعلیق غنی‌سازی اورانیوم" و "همکاری خلاق و سازنده با آژانس" برای رفع "سوء‌تفاهمات مربوط"؛ آزادی "کلیه‌ی زندانیان سیاسی، فرهنگی، رسانه‌ای، حقوقی، کارگری" و "حصرشوندگان قبل و بعد از خرداد ۸۸"؛ آزادی "فعالیت احزاب، نهادهای فرهنگی، مدنی" و تبدیل "فضای امنیتی ـ نظامی به فضای دمکراتیک و همدلی ملی"؛ و همچنین شروع "تعامل خلاقانه با آمریکا" پس از انتخاب رئیس‌جمهوری در ایران به عنوان "پشتوانه‌ی مردمی برای دفاع از منافع ملی" و ایجاد "شرایطی امن، دمکراتیک و همدلی بین ملت ـ حکومت" است.

۱۳۹۱ دی ۱۱, دوشنبه

نامه تاجزاده به رهبری در مورد انتخابات

به نام خدا

رهبری جمهوری اسلامی

با سلام و احترام

«انتخابات پیش روی ما، یعنی انتخابات… به حق … برای عناصر دلسوز، متعهد متدین … وجود و عدمش برای جامعه اسلامی خیری ندارد و لذا حضور و عدم حضور ما نیز چیزی است که خیر زیادی در آن دیده نمی شود… دوستان مخالف حضور در پای صندوق های رأی به جملات زیر استدلال می کنند:
الف) هیئت های اجرایی و نظارت یک دست هستند.
ب) انتخابات فعلی … کاری است برای مشروعیت بخشیدن به جریانات فاسد فرهنگی، افراد وابسته و گروهک های غیرقانونی و … در نتیجه حضور ما باعث تقویت این مشروعیت خواهد شد.
ج) با حضور ما تنها نتایج از پیش تصمیم گیری شده به عنوان یک رفراندم دیگر اعلام خواهد شد.
د) مهم آن که بر فرض آن که ما شرکت کنیم و کسی را که صالح است انتخاب کنیم… آن گاه وزارت کشور همان بلایی را سرشان خواهد آورد که با شوراهای ناهمگون با سیاست های خود آورد.
ه) بدتر از همه این که خاصیت … چیست؟ جز هزینه گزاف و بی سرانجام برای شهر و جز نهادینه کردن جنگ و دعوا؟
بخواهیم و نخواهیم این انتخابات برگزار می شود. بپذیریم یا نپذیریم هر کس را بخواهند از صندوق در می آورند. اما ما وظیفه داریم برای کم کردن از بار شر این جریان تلاش کنیم… این جملات به معنای متهم کردن کسانی که در سبک و سنگین کردن روش اول (تحریم انتخابات) را می پذیرند، نیست. بلکه به عنوان یک شهروند، شرکت خود را در انتخابات کم ضررتر می دانم و به خیرالشرین می اندیشم»
آن چه در سطور فوق ملاحظه فرمودید، آقایان موسوی و کروبی درباره انتخابات مجلس نهم مطرح نکردند. جملات فوق را در بیانیه های جبهه مشارکت ایران اسلامی و یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز نخواهید یافت. بلکه این عبارات بخشی از سرمقاله روزنامه مورد تأیید کامل جناب عالی، یعنی کیهان است که در آستانه برگزاری دومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در چهاردهم دی ماه سال ۱۳۸۱ به چاپ رسید. سپاسگزار خواهم شد چنان چه پاسخ دهید آیا دلایل فوق را برای عدم شرکت در انتخابات موجه می دانید؟ اجازه می خواهم سؤال را روشن تر مطرح کنم. اگر شهروندی اعلام کند که به دلایل مشابه آن چه نقل شد، نباید در انتخابات خردادماه ۱۳۹۲ شرکت کرد، اقدامی ضدانقلابی و هم سو با منافع دشمنان داخلی و خارجی انجام داده است؟ فرض کنید کسی بگوید به علت آن که:
۱- هیأت های اجرایی و نظارت در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یک دست هستند
۲- نتیجه شرکت در انتخابات آن است که نتایج از پیش تصمیم گیری شده یک بار دیگر به عنوان رفراندم اعلان شود
۳- برگزاری انتخابات یا عدم انجام آن هیچ تغییری در سیاست های جاری و شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور ایجاد نمی کند و مردم نفعی از آن نمی برند
۴- اگر به فرض نامزد صالح و مستقلی رأی بیاورد و آرای او خوانده شود، آن قدر در مسیرش کارشکنی خواهند کرد تا برنامه ها و وعده های وی تحقق نیابد
۵- هدف از برگزاری انتخابات تداوم حکومت تک صدا و مشروعیت بخشیدن به استحاله جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی است.
اگر همین شهروند به عنوان جمع بندی تأکید کند که «بپذیریم یا نپذیریم هر کس را بخواهند از صندوق درمی آورند.» از این رو رأی ندادن را «خیرالشرین» بخواند، آیا علیه امنیت ملی اقدام کرده و لازم است که محاکمه شود؟ آیا ایراد اتهام به مجریان انتخابات در دوره اصلاحات اقدامی انقلابی و امروز عملی ضدانقلابی است؟ به بیان روشن آیا در زمانی که نمایندگان گرایش های مختلف فکری و سیاسی در ارکان حکومت حضور جدی و مؤثر داشتند، این امکان وجود داشت که دولت اسم هر کس را که می خواست از صندوق دربیاورد اما اکنون که همه نهادهای لشکری و کشوری انحصاراً در اختیار یک جناح است، آن هم کسانی که رأی مردم را تزئینی می دانند، احتمال تقلب منتفی است؟
پیشاپیش پوزش می خواهم از این که می پرسم چرا جناب عالی در همان انتخابات دور دوم شوراها رأی ندادید؟ حتماً خواهید فرمود سفر به سیستان و بلوچستان مانع شرکت شما در انتخاباتی شد که هر شهروند می بایست در همان حوزه ای که مقیم است رأی دهد. آیا دفتر جناب عالی نمی توانست برنامه سفر را به چند روز قبل یا بعد از انتخابات موکول کند؟
فرض کنیم بی برنامگی بیت شریف وضعیتی پیش آورد که در کشور انتخابات سراسری برگزار شود و شخص رهبر غایب بزرگ آن باشد و رأی ندهد، چرا دست کم با صدور پیامی مردم را به شرکت در آن انتخابات دعوت نکردید و آنان را تشویق نفرمودید؟ آیا نظر رهبری آن بود که شرکت در انتخابات مزبور «شرالشرین» است؟ رأی ندادن بد بود و رأی دادن بدتر؟ آیا افسد (رأی دادن) را با فاسد (رأی ندادن) دفع فرمودید؟
گذشته از موارد فوق، در صبح روز انتخابات مطالبی فرمودید که طبق آن، اگر برخی نامزدها رأی می آوردند، نظام آن را نمی پذیرفت. در نتیجه پیروزی احتمالی آنان را در آزادترین انتخابات جمهوری اسلامی پیشاپیش مخدوش و باطل اعلام فرمودید. منظورتان به طور مشخص کاندیدای عضو نهضت آزادی و گروه ملی – مذهبی (دوستان مرحوم مهندس سحابی) بود. این در حالی بود که شورای نگهبان صلاحیت آنان را برای شرکت در رقابت های انتخاباتی مجلس پنجم (زمستان ۱۳۷۴) تأیید کرده بود و آن زمان از جناب عالی اعتراضی مشاهده نشد. به هر رو آیا بیان چنین اظهارات غیرقانونی را، آن هم در روز برگزاری انتخابات، در حالی که جناب عالی رأی ندادید و کیهان آن زمینه چینی را کرده بود، چگونه باید تفسیر کرد؟ و در هر حال و با هر توجیهی، اگر بنا بر پوزش خواستن از ملت باشد، اولویت با جناب عالی است یا جناب آقایان موسوی و کروبی؟
جناب آقای خامنه ای
مولای من و شما در وصیت نامه خود به فرزندش امام حسن مجتبی (ع) فرمود:
بنیّ اجعل نفسک میزاناً فیما بینک و بین غیرک. فاحبب لغیرک، ما تحب نفسک و اکره له ما تکره لها… (نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی، ص ۳۰۱)
«فرزندم! خود را میان خویش و دیگری میزانی بشمار. پس آن چه برای خودت دوست می داری برای جز خود نیز دوست بدار. و آن چه تو را خوش نیاید، برای او ناخوش شمار و ستم مکن چنان که دوست نداری بر تو ستم رود. و نیکی کن چنان که دوست داری به تو نیکی کنند و از آن چه برای جز خود زشت می داری برای خود زشت بدان و از مردم برای خود آن بپسند که از خود می پسندی در حق آنان… و مگو آن چه را دوست نداری به تو بگویند.»
امیدوارم در رعایت این توصیه حکیمانه رهبر ما باشید.

سیدمصطفی تاجزاده

اوین

دی ماه 1391

۱۳۹۱ دی ۷, پنجشنبه

نامه اعظم طالقانی به رهبر جمهوری اسلامی




بسم الله الرحمن الرحیم

لا یحبُ الله الجهر بالسوء من القول الا من ظُلم...(نساء-148)
(الله دوست نمی دارد گفتاری را با صدای بلند گفته شود مگر كسی كه به او ظلم شده باشد)



رهبر محترم جمهوری اسلامی
حضرت آیت الله خامنه ای
سلام علیكم
چندی قبل یكصد روزنامه نگار با استناد به نامه آقای ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین نامه سرگشاده ای را خطاب به رئیس قوه قضائیه جناب آقای صادق آملی لاریجانی مرقوم داشتند و در آن رفتار غیرانسانی و شرمگین توام با تهدید و خشونت یكی از بازجویان دكتر علیرضا رجایی نسبت به خانواده ایشان را یادآور شدند.


از آن زمان تاكنون هیچگونه عكس العملی كه نشان از رسیدگی به رفتار این آقای بازجو! كه در جمهوری اسلامی باید بیش از همه ننگ و عار تلقی شود، صورت نگرفته است كه البته تا جایی كه به یاد داریم كمتر دیده شده كه كه در چنین مواردی به جهت مصلحت اندیشی و برای حفظ حیثیت نظام به طور جدی رسیدگی شود و مجرم واقعی برای پاسخگویی به افكار عمومی تنبیه و مجازات گردد. در اینجا این سوال مطرح می شود «كسانی كه با حیثیت اسلام بازی می كنند و هیچگونه صلاحیت اعتقادی و اخلاقی ندارند، چگونه است كه در این نظام مسئولیت های حساس به آنان سپرده می شود و در مقابل، منتقدین و مشفقین جمهوری اسلامی فتنه گر خوانده می شوند!؟» آیا آنان كه رفتار اربابان رذالت را افشا می كنند تا بتوانند نظام و جامعه را از وجود چنین افرادی پاك سازند و حیثیت اسلام و جمهوری اسلامی را حفظ كنند فتنه گرند؟!! منتقدین هنگامی كه مشاهده می كنند به هیچگونه نقدی كه ریشه و عمق فاجعه را نشان می دهد اعتناء و رسیدگی بیطرفانه و عادلانه صورت نمی گیرد با اجازه خدا با فریاد بلند تلاش می كنند صدای دردآلودشان را بگوش حاكمان برسانند تا شاید وجدان ها، بیدار و از خفتگی رها شوند و به مسئولیت الهی و انسانی خود عمل كنند.


چگونه است كه قوه قضائیه اینگونه مامورین خود را مختار رها ساخته كه به خود جرات دهند در مدتی كه این بنده صالح خدا دربند است با بی شرمی خانواده و خود او را با رفتار و گفتار زشت و اینگونه بی تقوا آزار و عذاب دهند؟ آیا اینان مامورانی هستند كه سرخود عمل می كنند یا از جای دیگری دستور دارند؟ چرا نظارت و كنترل نسبت به رفتار و عملكرد مامورین و پرسنل زندان ها وجود ندارد؟ به راستی سران فتنه هم اینان هستند كه نظام را از درون پوك و می پوسانند نه منتقدین مومن و مسلمان و پرواگیری همچون علیرضا رجایی، مهدی كروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و...


افكار عمومی می پرسد كه آیا وقایع شرمگین صورت گرفته در مورد دیگران نیز انجام شده است؟! از صمیم قلب از شما می خواهیم هر چه سریع تر با این بی اعتنایی ها نسبت به فجایع صورت گرفته برخورد جدی به عمل آورده شود و درصدد جبران آن برآییم، انشاالله


اعظم طالقانی 4/10/91